!!!من و تهنایی

...اهل کاشانم

؟؟؟؟

جدایی آنقدرها هم سخت نیست...

اگرهنوز حرفای من رو باور نداری از نادر و سیمین بپرس

که از همه دنیا جایزه گرفتن..؟؟!!

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مرداد 1391ساعت 6:28  توسط لیلا  | 

اگه از یاد تو رفتم              اگه رفتی تو ز دستم

اگه یاد دیگرونی ...           من هنوز عاشقت هستم

با وجود اینکه گفتی . . .

دیگه قهری تا قیامت با وجود سادگی هام/ گفتم اما . . .

به سلامت شاید این خوابه که دیدم . . .

هر چه حرف از تو شنیدم قلب ناباور من گفت: من به عشقم . . . نرسیدم !

پیش از این نگفته بودی . . .

غیر من کسی رو داری توی گریه توی شادی . . .

سر رو شونه هاش می ذاری     تو رو می بخشم و هرگز دیگه یادت نمی افتم . . .

برو زیبای عزیزم . . . تو گرونی . . . من چه مفتم .

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مرداد 1391ساعت 6:15  توسط لیلا  | 

؟؟؟؟؟؟؟

دل من تنها بود ،

   دل من هرزه نبود ....

دل من عادت داشت ، که بماند یک جا

به کجا ؟!

معلوم است ،به در خانه تو !

دل من عادت داشت ،

که بماند آن جا ، پشت یک پرده توری

که تو هرروز آن را به کنار بزنی ...

دل من ساکن دیوار و دری ،

که تو هر روز از آن می گذری

دل من ساکن دستان تو بود

دل من گوشه ی یک باغچه بود

که تو هر رور به آن می نگری

راستی ،دل من را دیدی...؟!!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مرداد 1391ساعت 6:3  توسط لیلا  | 

اونی که زود میرنجه زود میره، زود هم برمیگرده. اما اونی که دیر میرنجه دیر میره، اما دیگه

 برنمیگرده. ....... هستند کسانی که روی شانه هایتان گریه میکنند و وقتی شما گریه میکنید

 دیگر وجود ندارند. ...... از درد های کوچک است که آدم می نالد وقتی ضربه سهمگین باشد،

لال می شوی. ..... به یک‏ جایی از زندگی که رسیدی می فهمی رنج را نباید امتداد داد باید مثل

 یک چاقو که چیزها را می‏برد و از میانشان می‏گذرد از بعضی آدم‏ها بگذری و برای همیشه

 تمامشان کنی. ... بزرگ‌ترین مصیبت برای یک انسان این است که نه سواد کافی برای حرف

 زدن داشته‌باشد نه شعور لازم برای خاموش ماندن. ... مهم نیست که چه اندازه می بخشیم

 بلکه مهم این است که در بخشایش ما چه مقدار عشق وجود دارد. ... وسعت دوست داشتن

 همیشه گفتنی نیست،  گاه نگاه است و گاه سکوت ابدی. ... شاید کسی که روزی با تو

 خندیده است را از یاد ببری،  اما هرگز آنرا که با تو اشک ریخته است را فراموش نخواهی

 کرد ... توانایی عشق ورزیدن؛ بزرگ‌ترین هنر جهان است. ... اگر بتوانی دیگری را همانطور كه

 هست بپذیری و هنوز عاشقش باشی؛ عشق تو واقعی است. ... همیشه وقتی گریه

می کنی اونی که آرومت میکنه  دوستت داره اما اونی که با تو گریه میکنه عاشقته. ... پشت

 هر"فقط یه شوخی بود "همیشه یک ذره حقیقت پشت" همین طوری پرسیدم "یک کم

کنجکاوی پشت"به من چه اصلا "قدری احساسات پشت " چه بدونم "مقداری خرد و پشت "

 اشکالی نداره" اندکی درد هست. ... كسي كه دوستت داره، همش نگرانته. به خاطر همين

 بيشتر از اينكه بگه دوستت دارم ميگه :

مواظب خودت باش.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مرداد 1391ساعت 5:56  توسط لیلا  | 

دوست داشتن چه نشانه هایی دارد؟

‌بعضی‌ها معتقدند انسان بدون عشق نمی‌تواند به زندگی ادامه دهد و دائما احساس می‌کند یک چیز کم دارد. نقطه ‌عطف عشق در جامعه ما ازدواج است. روز به روز از تعداد ازدواج‌های اجباری کاسته شده و دختر و پسر، ‌خودشان تصمیم به ازدواج با هم می‌گیرند. در چنین شرایطی وجود عشق و محبت بین طرفین، یکی از ‌عوامل مهم و تعیین‌کننده در این تصمیم است. پس می‌توان به این نتیجه رسید که تقریبا تمام ازدواج‌های امروزی ‌با عشق آغاز می‌شود. اما مهم، سرنوشت این عشق است که به کجا کشیده خواهد شد و ‌چه بلایی سر آن می‌آید و در زندگی زناشویی بعد از ازدواج چه نشانه‌هایی از آن باقی می‌ماند.‌

‌برای آن که بتوانیم به کسی محبت کنیم ابتدا باید دیدگاه طرف مقابل را درباره محبت کردن بدانیم، این کار ‌را باید قبل از ازدواج انجام دهیم تا ببینیم آیا کسی را که می‌خواهیم به عنوان همسر انتخاب کنیم با روحیات ما ‌همخوانی دارد یا خیر؟‌

‌برای یافتن این دیدگاه باید این سوال را از خود و طرف مقابلتان بپرسید که به نظر شما اگر کسی شما را دوست ‌داشته باشد چگونه باید آن را ابراز کند و به تعبیری دیگر مظاهر محبت و عشق چیست؟
در جواب این سوال، ‌دیدگاه همه راجع به محبت معلوم می‌شود. بعضی‌ها محبت را بیشتر در مادیات می‌بینند مثلا از گرفتن یک کادوی ‌گرانقیمت می‌فهمند که کسی دوستشان دارد. بعضی‌ها گفتار عاشقانه را دوست دارند و می‌خواهند کسی که ‌دوستشان دارد دائما به آنها ابراز علاقه کلامی کند و بسیاری از نمودهای دیگر محبت و عشق ورزیدن که بر ‌اساس سلیقه و شخصیت‌های متفاوت، متغیرند. پیدا کردن این ترجیحات در خود و طرف مقابل، به ما این امکان را ‌می‌دهد که محبت خود را آن طور که می‌خواهیم به همسرمان ابراز کنیم و نتیجه مطلوبی بگیریم.‌

وقتی کسی را دوست داریم، تنها با گفتن "دوستت دارم" نمی‌توانیم به او ثابت کنیم که حقیقتا دوستش داریم. عشق و محبت، احساسی است که در ما نسبت به ‌کسی به دلایل مختلفی ایجاد می‌شود. وقتی کسی را دوست داریم به خاطر این دوست داشتن خیلی کارها ‌می‌کنیم و خیلی از رفتارها را انجام نمی‌دهیم :


1- ‌به او دروغ نمی‌گوییم
دروغ گفتن و هر نوع پنهان کاری نسبت به شخصی که دوستش دارید نه تنها حس اعتماد طرفین را از بین خواهد برد بلکه تداومی را برای ابراز دوستی در پی نخواهد داشت. چرا که در یک ارتباط زناشویی توام با عشق و محبت تنها راستی و صداقت است که بنیان تمام رفتارهای منجر به پذیرش متقابل را بوجود می آورد.

2- غرورش را نمی‌شکنیم
گاهی وقت ها شکستن غرور شاید برای رسیدن به خیلی چیزها خوب باشه ولی نه به این شکل که صراحتا برای طرف مقابل بکار ببرید. چون این کار یکنوع خورد کردن شخصیت و ایجاد تنشی را در پی خواهد داشت که شاید در یک زمان کوتاه جبران اینکار چندان هم ساده نباشد.

3- ‌‌به خانواده‌اش و کسانی که دوست دارد احترام می‌گذاریم
همسر شما از دل یک خانواده آمده است که اگر آن خانواده نبود، همسر شما نیز امروز در کنار شما نبود، پس به ‌خاطر وجود همسرتان که دوستش دارید باید از خانواده‌اش سپاسگزار باشید و به خاطر وی به آنها احترام ‌بگذارید و مطمئن باشید که همسر شما قدردان این احترام خواهد بود.

4- ‌او را به باد نقدهای بیرحمانه نخواهیم گرفت
این به معنی تایید همه جانبه همسرتان نیست چون هر کسی ایراداتی دارد، اما اگر کسی بخواهد همیشه تنها ایرادات ‌شما را بگوید قطعا خسته خواهید شد. همیشه نقاط مثبت را در کنار نقاط منفی ببینید تا به همسرتان احساس ‌ارزشمند بودن بدهید و از بهانه گیری و ایرادهای بی‌خود بپرهیزید.

5- ‌با او لجبازی نمی‌کنیم
وقتی همسرتان را دوست داشته باشید در برابر ‌خواسته‌ها و رفتار او موضع گیری و لجبازی نمی‌کنید.

6- ‌وقتی اشتباهی در قبال همسر خود مرتکب می‌شویم براحتی و بدون قید و شرط از او عذرخواهی میکنیم
اشتباه کردن در زندگی، اجتناب ناپذیر است و یکی از راه‌های برطرف کردن اثرات این اشتباه در ذهن طرف مقابل، ‌عذرخواهی است که این عمل در برابر کسی که دوستش دارید باید برایتان بسیار راحت باشد چرا که غرور در ‌برابر معشوق جایی ندارد.


  7- ‌او را در کارها و تصمیماتمان دخیل می‌کنیم
وقتی همسرتان را دوست داشته باشید همیشه می‌خواهید نظر او را ‌راجع به همه چیز جویا شوید و کاری کنید که او را خوشحال می‌کند، پس همیشه با او مشورت می‌کنید و ‌تصمیمات خود را به تنهایی نمی‌گیرید.

8- ‌اگر مخالفتی با او داریم با آرامش قانعش می‌کنیم
اختلاف نظر هم در زندگی زناشویی اجتناب ‌ناپذیر است اما ‌برخورد همسران در این اختلاف نظرها می‌تواند آن را مشکل ساز و یا سازنده کند. پس اگر همسرتان را دوست ‌داشته باشید با آرامش با او سخن می‌گویید و دلیل مخالفت‌تان را روشن و واضح برایش توضیح می‌دهید و آنگاه ‌می‌توانید قانعش کنید.

9- به او در کارهایش کمک می‌کنیم
زن و مرد باید در همه چیز با هم همکاری داشته باشند. درست است که این دو، ‌در زندگی وظایف مشخصی دارند اما امروزه این مرزها کمرنگ شده و زن و مرد در بیرون و داخل خانه در همه ‌چیز همکاری می‌کنند. پس به راحتی می‌توان این کمک کردن را در زندگی امروزه معنی کرد.‌‌

10- اگر گاهی حوصله ندارد و غمگین است به او کمک می‌کنیم
اگر همسرتان غمگین یا عصبانی یا بی‌حوصله است ‌اگر دوستش داشته باشید تمام تلاشتان را می‌کنید که این احساس منفی را از او دور کنید یا اگر لازم باشد به او ‌فرصت دهید تا بتواند به حالت عادی برگردد نه این‌که بیشتر به او خرده بگیرید و او را ناراحت‌تر کنید. گاهی ‌آرامش داشتن در برابر کسی که عصبانی است او را بیشتر عصبانی می‌کند. اگر همسرتان را عصبانی کردید با ‌آرامش بی موقع خود، او را عصبانی‌تر نکنید چرا که او فکر می‌کند آنقدر برایش ارزش ندارید که وقتی ناراحت ‌است عین خیالتان نیست.

11- ‌می‌توانیم به راحتی اشتباهات او را ببخشیم و فراموش کنیم
درست است که بعضی اشتباهات بخشودنی ‌نیست اما تعداد آنها بسیار کم است و معمولا در زندگی اشتباهات کوچکی پیش می‌آید که می‌توان با محبت از آنها ‌گذشت و با صحبت‌های منطقی، از بروز دوباره آن جلوگیری کرد.

12- ‌از اینکه در کنارش هستیم خوشحالیم و نمی‌خواهیم از کنارش فرار کنیم
بعضی از زن و شوهر‌ها دائما ‌می‌خواهند از هم فرار کنند و تنها باشند و یا وقت خود را با دیگران بگذرانند. درست است که ممکن است گاهی انسان، به ‌تنهایی و خلوت کردن نیاز پیدا کند اما طبیعتا در اکثر اوقات از اینکه در کنار فردی که دوستش دارید هستید لذت ‌می‌برید و می‌شود این خوشحالی و لذت را نشان دهید تا همسرتان بداند که در کنارش خوشحالید.

13- ‌با لذت، گذشت خواهیم کرد و تمام چیزهای خوب را برای همسرمان می‌خواهیم
این گذشت به معنی نادیده ‌گرفتن خودتان نیست بلکه وقتی کسی را دوست دارید اول به او می‌اندیشید و بعد به خودتان.

14- ‌در جمله‌هایمان کمتر از "من" استفاده می‌کنیم و بیشتر از او و خوبی‌هایش می‌گوییم
با کاربرد این روش در واقع کارهایی که ‌خودمان از همسرمان انتظار داریم می‌تواند فهرست خوبی از این دسته باشد.‌
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مرداد 1390ساعت 7:53  توسط لیلا  | 

از خودم...

سلام بچه ها درسته غیبت تقریبا ۱ ساله من با هیچ گواهی پزشکی موجه نمیشه ولی درک کنین دیگه آدم وقتی درس میخونه وقت برا هیچ کاری نداره مخصوصا من که بعضی وقتا وقتم کم میاوردم خلاصه هرچی بود فعلا تموم شد تا مهر خستم خدمتتون..........

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مرداد 1390ساعت 7:11  توسط لیلا  | 

تاریخچه بوسه...

اگر چشم‌ها مدخل روح باشه، میشه گفت که لب هم راهرو ذهنه. مــا افکار خودمون رو با یه لبخند انتقال می‌دیم، محبت رو در کلمـات و رفتارهامون نشون می‌دیم و علائق خودمون رو با بوسیدن ابراز می‌کنیم. یه بوسه مفهوم عمیقی داره که بیانش خیلی ساده نیست. نـویسنده کتاب "عشق و رابـطه جنسی"، دکتــر جان فری مـعتقده: "بوسیدن هنر است و نشان‌دهنده یک نوع بیان فردی و کاملاً شخصی از عشق و محبت می‌باشد." بوسه زمانی ایجاد می‌شه که دو طرف برای اولین بار به هم نزدیک می‌شن، پس کاملاً طبیعیه که دو طرف کمی مضطرب و عصبی بشن.

زمانیکه احساس می‌کنین دلتون می‌خواد کسی رو که دوست دارین ببوسین، این کار رو انجام بدین، لازم نیست حتماً صبر کنین تا بهتر بشناسینش، ببوسیدش و به مرور زمان می‌تونید بهتر بشناسیدش.
پروفسور وان بیرنت رئیس بخش مردم‌شناسی دانشگاه تکزاس عقیده داره: "اولین بوسه عاشقانه بر می‌گرده به 1500 سال قبل از میلاد مسیح در هند. قبل از اون زمان هیچ مدرک دیگه‌ای دال بر وجود بوسه‌های عاشقانه وجود نداشت. همه این نتایج از روی لوح‌های گلی، نقاشی روی دیواره‌های غارها و یا نوشته‌های روی پوست حیوانات بدست اومده. بیرنت معتقده که تماس نزدیک و فشار بینی‌ها به همدیگه از همون 1500 سال قبل از میلاد مسیح مرسوم بوده.

اما بوسیدنی که به این شکل رواج پیدا کرده، برای اولین بار بین رومی‌ها مرسوم شد. رومی‌ها موقع سلام کردن همدیگه رو می‌بوسیدن، انگشتر و حلقه‌ای که دست رهبران قوم‌شون بوده رو می‌بوسیدن و مجسمه‌های خدایان خودشون رو هم می‌بوسیدن و با این کار مطیع بودن و حس احترام خودشون رو به طرف مقابل انتقال می‌دادن. رومی‌ها به سرعت متوجه شدن که بوسه در شرایط مختلف می‌تونه معانی متفاوتی رو در بر داشته باشه، به همین دلیل برای انواع بوسه‌ها، اسم‌های مختلفی انتخاب کردن. مثلا" اسکیولیم: بوسه از روی دوستی، باسیولیم: بوسه از روی احساس عشق و محبت،  و سویولیم: بوسه عمیق که این روزها به  French Kiss* مشهور شده است.

اگر بخوایم این بوسیدن رو از نظر علمی ریشه‌یابی کنیم، می‌تونیم بگیم که بوسیدن به طور طبیعی باعث می‌شه تا ذهن آکسی توسین بیشتری ترشح کنه، این هورمون باعث میشه موقع بوسیدن احساس خوبی به ما دست بده و دانشمندان معتقدن که ماهیت وجودی انسان طوریه که در صورت تجربه یه بوسه منتظر بوسه‌ی بعدی هم هست. زمانی‌که در وضعیت بوسیدن قرار می‌گیریم، غددی که در دهان و جداره لب‌ها وجود دارن ماده شیمیایی رو ترشح می‌کنن که همین ماده باعث ایجاد تمایل فرد به ادامه بوسیدن می‌شه.

 

اگر چشم‌ها مدخل روح باشه، میشه گفت که لب هم راهرو ذهنه. مــا افکار خودمون رو با یه لبخند انتقال می‌دیم، محبت رو در کلمـات و رفتارهامون نشون می‌دیم و علائق خودمون رو با بوسیدن ابراز می‌کنیم. یه بوسه مفهوم عمیقی داره که بیانش خیلی ساده نیست. نـویسنده کتاب "عشق و رابـطه جنسی"، دکتــر جان فری مـعتقده: "بوسیدن هنر است و نشان‌دهنده یک نوع بیان فردی و کاملاً شخصی از عشق و محبت می‌باشد." بوسه زمانی ایجاد می‌شه که دو طرف برای اولین بار به هم نزدیک می‌شن، پس کاملاً طبیعیه که دو طرف کمی مضطرب و عصبی بشن.

زمانیکه احساس می‌کنین دلتون می‌خواد کسی رو که دوست دارین ببوسین، این کار رو انجام بدین، لازم نیست حتماً صبر کنین تا بهتر بشناسینش، ببوسیدش و به مرور زمان می‌تونید بهتر بشناسیدش.
پروفسور وان بیرنت رئیس بخش مردم‌شناسی دانشگاه تکزاس عقیده داره: "اولین بوسه عاشقانه بر می‌گرده به 1500 سال قبل از میلاد مسیح در هند. قبل از اون زمان هیچ مدرک دیگه‌ای دال بر وجود بوسه‌های عاشقانه وجود نداشت. همه این نتایج از روی لوح‌های گلی، نقاشی روی دیواره‌های غارها و یا نوشته‌های روی پوست حیوانات بدست اومده. بیرنت معتقده که تماس نزدیک و فشار بینی‌ها به همدیگه از همون 1500 سال قبل از میلاد مسیح مرسوم بوده.اما بوسیدنی که به این شکل رواج پیدا کرده، برای اولین بار بین رومی‌ها مرسوم شد. رومی‌ها موقع سلام کردن همدیگه رو می‌بوسیدن، انگشتر و حلقه‌ای که دست رهبران قوم‌شون بوده رو می‌بوسیدن و مجسمه‌های خدایان خودشون رو هم می‌بوسیدن و با این کار مطیع بودن و حس احترام خودشون رو به طرف مقابل انتقال می‌دادن. رومی‌ها به سرعت متوجه شدن که بوسه در شرایط مختلف می‌تونه معانی متفاوتی رو در بر داشته باشه، به همین دلیل برای انواع بوسه‌ها، اسم‌های مختلفی انتخاب کردن. مثلا" اسکیولیم: بوسه از روی دوستی، باسیولیم: بوسه از روی احساس عشق و محبت،  و سویولیم: بوسه عمیق که این روزها به  French Kiss* مشهور شده است.

اگر بخوایم این بوسیدن رو از نظر علمی ریشه‌یابی کنیم، می‌تونیم بگیم که بوسیدن به طور طبیعی باعث می‌شه تا ذهن آکسی توسین بیشتری ترشح کنه، این هورمون باعث میشه موقع بوسیدن احساس خوبی به ما دست بده و دانشمندان معتقدن که ماهیت وجودی انسان طوریه که در صورت تجربه یه بوسه منتظر بوسه‌ی بعدی هم هست. زمانی‌که در وضعیت بوسیدن قرار می‌گیریم، غددی که در دهان و جداره لب‌ها وجود دارن ماده شیمیایی رو ترشح می‌کنن که همین ماده باعث ایجاد تمایل فرد به ادامه بوسیدن می‌شه.

در تحقیقی که در سال 1997 تو دانشگاه پرینستون انجام شد، محققان به این نتیجه رسیدن که مغز انسان سلول‌های عصبی داره که به فرد این توانائی رو میده تا تو تاریکی هم لب‌های معشوقه‌اش رو پیدا کنه. تعجبی نداره که چرا خیلی‌ها از بوسیدن همدیگه تو جاهای تاریک و کم‌نور لذت بیشتری می‌برن. پزشکان و روان‌پزشکان آلمانی بعد از کلی تحقیق به این نتیجه رسیدن افرادی که هر روز صبح قبل از بیرون رفتن، همسر خودشون رو می‌بوسن کمتر دچار بیماری می‌شن. در ضمن افرادی که معمولا" بعد از بوسیدن خونه رو ترک می‌کنن، کمتر احتمال تصادف دارن، 20 تا 30 درصد درآمد بیشتری نسبت به بقیه دارن و به طور متوسط 5 سال بیشتر از هم سن و سال‌های خودشون عمر می‌کنن. دکتر آرتور سازبو یکی از افرادی که تو این تحقیقات نقش فعالی داشته معتقده یکی از دلایل اصلی موفقیت تعداد زیادی از افراد اینه که روز خودشون رو با یه نگرش مثبت و دلچسب شروع می‌کنن و چی می‌تونه مثل یه بوسه تو انسان یه نگرش مثبت ایجاد کنه.

بنابراین اگه می‌خواهید خوشحال، سلامت، و موفق، بوده و عمر طولانی داشته باشین، باید کسی رو که دوستش دارید هر روز صبح، پیش از اینکه خونه رو به قصد محل کارتون ترک کنین، ببوسین.

 

بقیه مزیتها

از بین بردن استرس
یه بوسه عاشقانه، بهترین روش برای ریلکس شدن و از بین بردن استرسه. مایکل کی مکناب، مشاور روانی معتقده: "وقتی لب‌ها در حالت بوسیدن قرار می‌گیرن، تقریباً دهان حالت لبخند زدن رو به خودش می‌گیره، و از اونجایی که احساسات و حرکات بدنی انسان با هم ارتباط نزدیکی دارن، تقریباً غیرممکنه که یه نفر هم لبخند بزنه و هم استرس داشته باشه. در عین حال باید به این نکته هم توجه داشت که تنفس زمان بوسیدن عمیق‌تر میشه، عضلات چشم شل شده و در راحت‌ترین حالت خودش قرار می‌گیره. این خودش بهترین تکنیک برای قطع ارتباط با دنیای پر هیاهوی بیرونی و ریلکس شدنه.

کاهش وزن
چه مدت می‌تونید این کار را انجام بدید؟ برای اینکه فقط نیم کیلو وزن کم کنین باید 3000 کالری بسوزونین، یعنی چیزی در حدود 30.000دقیقه یا همون 500 ساعت. یه بوسه عمیق و طولانی به شدت متابولیسم بدن رو افزایش میده و باعث میشه تا مواد قندی با سرعت بیشتری در بدن سوزونده بشن. میزان کالری مصرفی، به شدت بوسه بستگی داره، اما به طور متوسط میشه گفت که هر 10 دقیقه 10 کالری مصرف می‌شه.

*: بوسه فرانسوی یا بوسه عاشقانه به بوسه تحریک‌کننده‌ای که در آن زبان بوسه‌کننده زبان یا لب شخص دیگر را لمس می‌کند گفته می‌شود.

+ نوشته شده در  شنبه چهارم دی 1389ساعت 11:47  توسط لیلا  | 

کوتاه از سهراب!!!

دشت هایی چه فراخ!

کوههایی چه بلند!

در گلستانه چه بوی علفی می اید!

من در این آبادی پی چیزی می گشتم:

پی خوابی شاید،

پی نوری،ریگی،لبخندی.

پشت تبریزی ها

غفلت پاکی بود،که صدایم میزد.

پای نی زاری ماندم،باد میآمد گوش دادم:

چه کسی با من،حرف می زند؟

سوسماری لغزید.

راه افتادم.

یونجه زاری سر راه،

بعد جالیز خیار،بوته های گل رنگ

وفراموشی خاک.

لب آبی

گیوه ها را کندم،ونشستم،پاها در آب:

«من چه سبزم امروز

و چه اندازه تنم هوشیار است!

نکند اندوهی سر رسد از پس کوه.

چه کسی پشت درختان است؟

هیچ،می چرد گاوی در کرد.

ظهر تابستان است.

سایه ها میدانند،که چه تابستانی آست.

سایه هایی بی لک،

گوشه ای روشن وپاک،

کودکان احساس!جای بازی اینجاست.

زندگی خالی نیست:

مهربانی هست،سیب هست، ایمان هست.

آری تا شقایق هست زندگی باید کرد.

در دل من چیزی است،مثل یک بیشه ی نور،مسل خواب دم صبح

وچنان بی تابم،که دلم می خواهد

بدوم تا ته دشت،بروم تا سر کوه.

دورها آوایی است،که مرا می خواند.»


                                                                                                       در گلستانه

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مهر 1389ساعت 22:28  توسط لیلا  | 

مواظب خودت باش.........

منم تنهاترين تنهاي دنيا تويي زيباترين زيباي دنيا

منم مثل اميد يك قناري قراري بر دل هر بي قراري

منم يلداي بي پايان عاشق تو بودي مرهم زخم شقايق

تويي ساكت تر از پژواك شبنم به روي برگ گل ها خواب نم نم

منم آن لهجه لبريز از درد نگاه تو نبوده هرگزم سرد

تويي لالايي خواب خوش آواز نگاهم را ببين در شوق پرواز

منم آن دختر لبريز از مهر كه جادوي نگاهت كرده اش سحر

نگاهت را پرستم اي نگارم فداي تار مويت هر چه دارم . .

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مهر 1389ساعت 17:38  توسط لیلا  | 

مواظب خودت باش.........

                  حرف دیگه ندارم ! مواظب خودت باش !

              

                    عزیز موندگارم  ! مواظب خودت باش !

 

                    تا ته راه و رویا ! مواظب خودت باش !

 

                    از اینجا تا معما !  مواظب خودت باش !

 

                   دنیا خیلی قشنگه ! با همه بدی هاش !

 

                    آینده مال تویه ! مواظب خودت یاش !

  

                       عشق من ! مواظب خودت باش !

    

                    مواظب خودت باش ! ؟! ؟! ؟! ؟! ؟! ؟!

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مهر 1389ساعت 17:35  توسط لیلا  | 

با گام های خسته ام

میروم در امتداد نگاه تو

تا انتهای آن افق گمشده

تا ابتدای تداوم من و تو

در تکرار روزمره گی های مکرر

این روزهای انتظار و اشتیاق

اشتیاقی به بلندای انتظار

انتظاری به شیرینی اشتیاق

. . . . . . . . . . . .

تو  در اینجا

مرا به نگاهی یافتی

من در آنجا

تو را به لبخندی باختتم

اول نگاه از تو بود و ....

لبخند از من

آخر لبخند از تو بود و....

نگاه از من !!

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مهر 1389ساعت 17:31  توسط لیلا  | 

فردا اگر بیاید...

فردا اگر بیاید و

                          گیلاس ها

    طعم تو را نداشته باشند

 فردا اگر بیاید و

              نام تو

                      زیبا ترین

                     کلام نباشد

    فردا اگر بیاید و

                    خنده های تو

                                     موج نزند و

                غرق تو نباشم من

                 فردا

                 فردا

                 فردا را گو که نیاید

                     اگر که بر مدار نام تو

                         نمی چرخد...

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مهر 1389ساعت 2:23  توسط لیلا  | 

بدون شرح!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم مهر 1389ساعت 17:31  توسط لیلا  | 

دوستت دارم!!!

تو رو تو رو دوست دارم مثل حس نجیب خاک غریب

"I feel like such noble poor soil"



تو رو دوست دارم مثل عطر شکوفه های سیب

I like the apple blossoms, like perfume"



تو رو دوست دارم عجیب تو رو دوست دارم زیاد

," I like the strange love you too"



چطور پس دلت میاد منو تنهام بذاری تو رو دوست دارم مثل لحظه ی خواب ستاره ها

" How the Commons you please leave me alone like sleeping moment like stars"



تو رو دوست دارم مثل حس غروب دوباره ها

" I feel like the sunset again, like Game



تو رو دوست دارم عجیب تو رو دوست دارم زیاد

" I like the strange love you too"



نگو پس دلت می یاد منو تنهام بذاری تو آخرین وداع

" don’t say Commons comes after me just please leave your last farewell"



وقتی دورم از همه چه صبورم ای خدا دیگه وقت رفتن تو رو می سپارم به خاک

" When my patient away from what I all the time I go to God you are Sparm soil"



تو رو می سپارم به عشق برو با ستاره ها،برو با ستاره ها

," You are Sparm love with Stars Go, Go with the Stars"



تو رو دوست دارم مثل حس دوباره ی تولدت

I feel like the re-birth like you"



تو رو دوست دارم وقتی می گذری از خودت تو رو دوست دارم مثل خواب خوب بچگی بغلت می گیرم و میرم به سادگی تو رو دوست دارم مثل دلتنگی های وقت سفر

love when you pass yourself as you sleep like a good childhood and I go'll embrace you like simply by SAD like time travel"



تو رو دوست دارم مثل حس لطیف وقت سحر مثل کودکی تو بغلت می گیرم این دل غریبمو با تو می سپارم به خاک

" I feel like such subtle magic time as a child I'll side with you my poor heart is Sparm soil"



توی آخرین وداع وقتی دورم از همه چه صبورم ای خدا دیگه وقت رفتن تو رو می سپارم به خاک تو رو می سپارم به عشق

" I last farewell when I patient away from what I all the time I go to God you are Sperm soil are Sperm love you"



برو با ستاره ها ،برو با ستاره ها

Go with the Stars, Go with the Stars" 

خوانده مازیار فلاحی

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم مهر 1389ساعت 17:13  توسط لیلا  | 

How Do You Interpret Love?

عشق را شما چگونه تفسير مي كنيد؟

Once a Girl when having a conversation with her lover, asked

یك بار دختری حین صحبت با پسری كه عاشقش بود، ازش پرسید

Why do you like me..? Why do you love me?

چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟

I can't tell the reason... but I really like you

دلیلشو نمیدونم ...اما واقعا"‌دوست دارم 
You can't even tell me the reason... how can you say you like me? 

تو هیچ دلیلی رو نمي توني عنوان كني... پس چطور دوستم داری؟
How can you say you love me? چطور میتونی بگی عاشقمی؟ 
I really don't know the reason, but I can prove that I love Uمن جدا"دلیلشو نمیدونم، اما میتونم بهت ثابت كنم 
Proof ? No! I want you to tell me the reasonثابت كنی؟ نه! من میخوام دلیلتو بگی

Ok..ok!!! Erm... because you are beautiful,

باشه.. باشه!!! میگم... چون تو خوشگلی، 
because your voice is sweet, صدات گرم و خواستنیه، 
because you are caring, همیشه بهم اهمیت میدی،
because you are loving, دوست داشتنی هستی،
because you are thoughtful, با ملاحظه هستی، 
because of your smile, بخاطر لبخندت، 
The Girl felt very satisfied with the lover's answerدختر از جوابهای اون خیلی راضی و قانع شد 
Unfortunately, a few days later, the Lady met with an accident and went in comaمتاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناكی كرد و به حالت كما رفت 
The Guy then placed a letter by her sideپسر نامه ای رو كنارش گذاشت با این مضمون 

Darling, Because of your sweet voice that I love you, Now can you talk?عزیزم، گفتم بخاطر صدای گرمت عاشقتم اما حالا كه نمیتونی حرف بزنی، میتونی؟
 No! Therefore I 
cannot love you نه ! پس دیگه نمیتونم عاشقت بمونم 
Because of your care and concern that I like you Now that you cannot show them, therefore I cannot love youگفتم بخاطر اهمیت دادن ها و مراقبت كردن هات دوست دارم اما حالا كه نمیتونی برام اونجوری باشی، پس منم نمیتونم دوست داشته باشم 
Because of your smile, because of your movements that I love youگفتم واسه لبخندات، برای حركاتت عاشقتم 
Now can you smile? Now can you move? No , therefore I cannot love youاما حالا نه میتونی بخندی نه حركت كنی پس منم نمیتونم عاشقت باشم 

If love needs a reason, like now, There is no reason for me to love you anymoreاگه عشق همیشه یه دلیل میخواد مثل همین الان، پس دیگه برای من دلیلی واسه عاشق تو بودن وجود نداره 
Does love need a reason? عشق دلیل میخواد؟ 
NO! Therefore!! نه!معلومه كه نه!!
I Still LOVE YOU... پس من هنوز هم عاشقتم 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم مهر 1389ساعت 17:11  توسط لیلا  |